| اشك خورشيد |
|
دلم براي ديدنت بيقرار مي شود تمام هستي ام شده اسيرعشق پاک تو بي تو هر لحظه دلم جريحه دار مي شود بيا که دل بخاطرت سربدار مي شود بريده ام زهر غريبه اي بيا تو اي دوباره بوي مريم و خيال روي تو بيا که کوچه دلم پر از غبار مي شود گذشت هفته اي دگر ادينه شد نيامدي
|
|+|
نوشته شده توسط نازيلا در پنجشنبه سوم خرداد 1386 و ساعت 23:33


بيا که لحظه لحظه ام انتظار مي شود