| گناه عشق |
|
چند روزی با دل شیدای من سر کرد و رفت گفت بر عشقم رفادار است اما ای دریغ چشم خود را جانب دلدار دیگر کرد و رفت عاشقی گویا گناهی بود کاین نامهربان جرم ما را دید و بی رحمانه کیفر کرد و رفت گفتمش خوشبخت باشی نازنین روز وداع طعنه تلخ مرا دیوانه باور کرد و رفت حتم آخر روزگار او را تلافی می کند
|
|+|
نوشته شده توسط نازيلا در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 22:50
نازنینی دلبری چشم مرا تر کرد و رفت
