تبليغاتX
قصه عشق
آرزومه كه يه روز...


آرزومه كه يه روز، تو كلبه ي قشنگمون يه شب صاف مهتابي، با ديواراي عنابي
دست بكشم رو گونه هات ، خيره بشم به اون چشات
حس كنم كنارمي ، تو آغوش گرم مني
سرت رو شونه هام باشه ، دستات توي دستام باشه
نگات تو چشم من باشه ، لبات روي لبهام باشه
از عشق هم گر بگيريم ، از امروزو فردا بگيم
با اين دلهاي پاكمون ، يه جشن كوچك بگيريم

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط نازيلا در جمعه سوم اسفند 1386 و ساعت 21:46